خرید بک لینک

من به شخصه اگر جای رئیس جمهور باشم، قرص و محکم پشت استاندارم می ایستم و می گذارم این جماعت متحصنِ بی منطق، همانجا آنقدر بمانند که علوفه زیر پاهایشان سبز شود! مگر زمان قاجار است که با تحصن و این قبیل رفتار های ضد مدنیت، عده ای بخواهند کارشان را پیش ببرند و حرفشان را به کرسی بنشانند؟! این چه عرق مذهبی و رگ دیانتی است که جز برای چند تار مو و رقص محلی نمی جنبد! آقایان وقت اختلاس ها و دزدی ها کجا بودند؟! همین آقایان در کاشان به خاطر حضور یک بازیگر بدحجاب عزای عمومی اعلام می کنند! در مشهد هم که درِ کنسرت های موسیقی (آن هم نه موسیقی پاپ و راک که موسیقی اصیل و سنتی ایرانی!) را به خاطر توهمات شان گل می گیرند، تا آنجا که هنرمندی مثل حسین علیزاده صدایش در می آید که:" وقتی در ایران کنسرت اجرا می کنیم احساس امنیت مان کمتر است تا کشور های خارجی!" و برای جلوگیری از این قبیل رفتار های سلیقه ای شکوایه به رهبر می برد و از او می خواهد که به دادشان برسد! حالا هم در خراسان جنوبی تحصن کرده اند که چرا استاندار راجع به رقص محلی حرف زده است! پایشان را هم کرده اند توی یک کفش که الا و لله استاندار باید عزل شود! نه حاضرند توضیحات او را بشنوند و نه حاضرند خودشان اصل حرف را تحقیق کنند! ناجوانمردانه و بدون در نظر گرفتن فضای جلسه و موضوع مورد بحثِ استاندار، تهمت می زنند که استاندار مجوز رقص مختلط صادر کرده است! تهدید کرده اند که نماز جمعه را تعطیل می کنند! خب بکنند. چه اتفاقی می افتد؟! آن قدر که توی حوزه ها سر استحباب خضاب و قوانین برده داری و اذکار روز های هفته و مخارج صحیح حروف بحث کرده اند و از جامعه و نیاز های آن دور افتاده اند، توهم برشان داشته که با تحصن و تعطیلی نماز جمعه همه جا به هم می ریزد! نخیر! مردم اگر از تعطیلی نماز جمعه ای که تویش به مردم می گویند اشکنه بخور خوشحال نشوند، ناراحت نمی شوند. امیدوارم این اتفاق بیافتد بلکه حضرات از حباب توهم ها و خیالاتشان خارج شوند و قدر و منزلت واقعی خود را در اجتماع بشناسند و بفهمند که دیگر زمان قاجار نیست که مردم چشم و گوش بسته پی آنها بروند و برایشان تقدس الکی بسازند! به خیال شان احترام به روحانیت به خاطر یک تکه پارچه ای است که دور سرشان می بندند و یک قواره ردایی است که روی دوششان می اندازند! غافل از اینکه احترام مردم به روحانیت به خاطر پیشرو بودن آن در درک معضلات جامعه و توانایی ارائه راهکار برای رفع آن ها بوده است! روحانیتی که توطئه استعمار را متوجه میشده و به موقع تنباکو را تحریم می کرده! روحانیتی که علیه مصوبه ننگین کاپیتولاسیون می شوریده! روحانیتی که مانع از عقد قرار داد های نکبت باری همچون ۱۹۱۹ میشده! روحانیتی که آگاه بوده و آگاهی می بخشیده! می فهمیده و می فهمانده! نه روحانیتی که سی سال است سوزنش روی چهار دانه تار مو و رقص محلی گیر کرده! نه روحانیتی که چندین سال از جامعه و مردم عقب است و با این قبیل کارها روز به روز بیش تر از مردم فاصله می گیرد! گزاف نیست اگر بگویم بدنه روحانیت کنونی دنباله روان همان خشک مغز های متحجری هستند که پیش از انقلاب ظرفی که سید مصطفی خمینی در آن آب می خورد را آب می کشیدند چرا که پدرش را به خاطر تدریس فلسفه خارج شده از دین می دانستند! همان کسانی که امام را متهم به شهرت طلبی می کردند و برای او نامه می نوشتند که دست از مبارزه با شاه بردارد. استدلالشان هم این بود که شاه شیعه است! حالا نمی دانم چه شده که بیشتر از همه سنگ انقلاب را به سینه می زنند! چه خوب گفت سید روح الله که: "امروز عده ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام میزنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند! خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست."افرای که همیشه به نام دین در کار دین سنگ انداختند! هیچگاه به اصل و عمق دین نرسیدند و نخواهند رسید! من نمی دانم کی می خواهند از حباب توهم و حجره های سنگی ذهنشان خارج شوند و ببینند مردم چقدر تغییر کرده اند و نیاز های آنها چه تفاوت هایی با گذشته دارد! تا کی می خواهند با این قبیل رفتار های کوته فکرانه مردم را از انقلاب و اسلام زده کنند؟! تا کی سوزنشان می خواهد روی مسائل جزئی و کم اهمیت گیر کند و از مسائل مهم و سرنوشت ساز غافل باشند؟! عین سخنان رهبری است که:"گناهکار فقط بدحجاب نیست که بعضی فقط به مسئله بدحجابی چسبیده اند. این، یکی از گناهان است و از خیلی از گناهان کوچک تر است. خلاف های فراوانی از طرف آدم های لااُبالی در جامعه وجود دارد: خلاف های سیاسی، خلاف های اقتصادی، خلاف در کسب و کار، خلاف در کار اداری، خلاف های فرهنگی. این ها همه خلاف است. منکر فقط بدحجابی نیست!" این حرف ها را رهبری بارها و در فواصل مختلف تکرار کرده است ولی تحصن ضد بدحجابی آقایان هر ساله برپاست! راستی این قبیل تحصن ها چه فایده ای داشته است جز جدایی و فاصله بیش از پیش روحانیت از جامعه و مردم؟! اصلا کدام کار روحانیت در جهت نزدیک شدن به افراد و ایجاد رابطه با توده های مردم بوده است؟! مگر لازمه اصلاح و هدایت جامعه و مردم، نزدیک شدن به آنها و ایجاد ارتباط نزدیک با آنها نیست؟ پس چرا آقایان با این کار ها باعث جدایی روزافزون خود از آحاد جامعه می شوند؟! مگر قرار نیست وقتی طلاب از حوزه ها خارج می شوند برای مردم حرف بزنند و آنها را هدایت کنند؟! پس ادبیات آخوندی دقیقا یعنی چه؟! عربی و ته حلقی حرف زدن برای مردم کوچه و بازار با چه هدفی است؟!

یک زمانی با تحصن علما، سایه استعماری از سر مردم برداشته میشد، قرارداد ننگ آمیزی لغو میشد، حکومت مستبدی بدل به مشروطه میشد، مجلس شورایی برای ملت تشکیل میشد و... اما حالا چه؟!

خوشا به حال این جماعت متحصن و این عرق مذهبی شان! رگ دیانتی که فقط به خاطر چهار دانه تار مو و رقص محلی و کنسرت موسیقی می جنبد و وقت اختلاس و دزدی و انحرافات عمیق اعتقادی خواب است، همان بهتر که هیچ وقت نجنبد!

برچسب: نویسنده: سارا قربانی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:42

صفحه بندی