هیچ چیز به این اندازه باعث کیف و تفریح من نمی شود که یک آخوند با آن ادبیات ته حلقی و با آن ردا و عمامه برود بالای منبر و با برهان علیت و عدل و حکمت بخواهد افکار مارکس و راسل را نقد کند! خب من موافق افکار راسل و مارکس و... نیستم. ولی مطمئن هم نیستم که هر آخوندی با خواندن چهار رقم کتاب عربی قرون پنج و شش بتواند از عهده این کار بر بیاید! به نظر من در حوزه های علمیه تخم مطهری ها و بهشتی ها را ملخ خورده! خیلی کم هستند کسانی که واقعا دغدغه دین داشته باشند و به دنبال نسل جوان بروند و آنها را پای منبر هاشان بکشانند و آنقدر هم پُر باشند که با چهار تا سوال دستشان توی پوست گردو نماند! به عوضش تا دلتان بخواهد آشیخ و آمیز و مسئله گو در حوزه ها پیدا می شود. آخوند هایی که فقط به درد توضیح احکام طهارت و نجاست و شکیّات می خورند و آنقدر با حرف های خودشان غریبه اند که برای هر وعده نماز جماعت با متولیان مسجد، "قیمت" طی می کنند و مظنه نماز صبح شان را دوبل حساب می کنند و اگر به موقع اُجرتشان پرداخت نشود، نماز جماعت را تعطیل می کنند. انگار نه انگار همین ها هستند که دائم در گوش مردم "خالصهً لوجهِ الله" می خوانند. به عقیده من تضعیف کننده اعتقادات مردم اینها هستند نه راسل و مارکس و فروید و نیچه!
برچسب:
نویسنده: سارا قربانی