من کاری با این اتفاقی که به تازگی برای آزاده نامداری افتاده ندارم. هیچگاه پوشش سلبریتی ها برایم مسئله جذاب و با اهمیتی نبوده و پیگیر آن نبوده ام. از کشف حجاب مینا لاکانی ها و صدف طاهریان ها تا چادری شدن الهام چرخنده ها! ولی هیچوقت روی حجاب آزاده نامداری هم حساب باز نکرده ام که الان این اتفاق مرا متعجب کند. چه او، چه مژده لواسانی!
شاید خنده دار به نظر برسد. ولی سیاست صدا و سیما این نیست که دو دختر ترگل ورگل مجرد را با مانتو و پوششی غیر از چادر جلوی دوربین بفرستد. صدا و وسیما بالاجبار چادر سرشان نکرده اما دست به انتخاب زده. و چادری بودن این افراد در رسیدن آنها به این جایگاه نقش داشته. به قطع اگر آزاده نامداری با پوششی غیر از چادر جلوی دوربین ظاهر میشد شانس حضور در برنامه های مختلف و در شبکه های مختلف را به این شکل گسترده پیدا نمی کرد. الان هم که ممنوع الفعالیت شده علت چادری بودن که معلول حضور او در صدا و سیماست از بین رفته و برای همین دلیلی برای تحمل چادر وجود ندارد.
اینکه می بینید آزاده نامداری در یک فیلم به عنوان بازیگر با پوششی غیر از چادر حاضر میشود و در مقام توجیه به این شکل بر میاید که "آن شخص من نیستم بلکه بازیگری است که دارد کارش را انجام میدهد" و الان هم با لو رفتن تصاویر بی حجابش به توجیهات مضحکی مثل اینکه "بین محارمم یک لحظه روسری از سرم افتاد" متوسل میشود یعنی اینکه دیگر به حجاب به چشم یک اعتقاد قلبی نگاه نمی کند. شاید اوایل حضور او در قاب تلویزیون این گونه نبود، اما نامداری به مرور فهمید که حجاب موجی است که می تواند بر آن سوار شود و برای خودش محبوبیت به دست آورد و با آن بهترین ساعات کنداکتور پخش سیما را از آن خود کند! موجی که با دعوای خانوادگی او و طلاقش از فرزاد حسنی اثر خود را از دست داد و نتوانست او را از محروم شدن از قاب تلویزیون حفظ کند.
در این شرایط، ادامه دادنِ حجاب و سعی در حفظ آن به خاطر ترس از طرد شدن به وسیله جامعه ست. امثال آزاده نامداری آنچنان محبوبیت خود را بر پایه حجاب شان پی ریزی کرده اند که لازم نیست کار خلاف شرعی بکنند تا از چشم مردم بیفتند. همین که چادرشان را کنار بگذارند باید منتظر واکنش های بسیار زننده ای باشند!
آزاده نامداری دیگر آزاده نیست. او اکنون اسیر شمایلی است که از خودش ساخته و چادری که برای مقبولیت و فرار از فشار اجتماع هنوز آن را بر سر میکشد و خودش را در آن می پوشاند! البته در این بین نمی توان گناه سیستمی را نادیده گرفت که ریاکار پرور است و زمینه ریا را فراهم میکند و راه پیشرفت در آن، انجام دادن این قبیل کارها ست.